پرهام هستی ما دوتا

پرهام شاهزاده عشقمممممممم

تولد 2 سالگی عشق مامان و بابا

    سلام عزیزکم  خوشگل مامان پرهام جونم تولدت مبارک  عزیزم پسر نازم نتونستم تو این مدت بیام برات مطلب بزارم ایشالا مدتی بعد جبران میکنم  و بیشتر به دوستای نازنین سر میزنیم   خییییییییلی دووووووووووووست داررررررررررم    تفلد تفلد تفلدت مبالک پسمل قشنگم ...
23 خرداد 1393

سال 1393

پسر قشنگ و نازم  سلام عزیز مامان این دومین بهاری هست که کنار مامان و بابا هستی امیدوارم همیشه  زندگیت بهاری باشه و ما شاهد بزرگ شدن پسر گلمون باشیم  پرهام قبل سال تحویل  روز اول عید خونه عزیز جون  بابایی مامان و پرهام  روز 7 فروردین پرهام و باب اسفنجی فروشگاه هایپر    روز سیزدهم فروردین  ...
14 فروردين 1393

بووووی بهار

سسسسسسسسسسلام به همه دوست جونیای خودم.  امید وارم حال همتون خوب باشه.                                                                                                                                                                    ...
14 فروردين 1393

بیست و یک ماه و 22 روزگی

سلام پسر قنگم  عزیزم میدونم که خیلی وقته نتونستم وبلاگ تو به روز کنم  این روزا به سرعت باد به همراه پسر خوشگلم میگذره نمی دونی که چقدر دوست داشتنی و  شیطون شدی خدارو شکر میکنم که پیش مامان هستی و این روزای قشنگ برام قشنگتر شده  از شیرین زبونیت بگم که مثل عسل شده انقدر خوشمزه و دوست داشتنی حرف میزنی که مامان  هیچ موقع سیر نمیشه یه سری کارت اموزشی برات خریدم اسمش صد افرینه خیلی چیز جالبیه  هر روز باهات کار میکنم زمانی که چند بار تکرار میکنم برای چهارمین بار خودت جواب میدی  دوباره تو از من سوال میکنی مامان این چیه من باید جواب بدم ول کنم نمیشی جواب ندم  از صبح تا شب کارت بازی و توپ بازی و ...
9 اسفند 1392

فقط عکس

پسر قشنگم با دقت کتاب نقاشی رو نگاه میکنی  عاشق پفک نمکی هستی اینجا هم در حال خوردن پفکی  اینجا از پسر قشنگم خواستم پفک نخوری رفتی تو فکر  پرهام و روزهای برفی  پسر قشنگم خوشحالی    ...
9 اسفند 1392

سلام به دوستای گلمون

سلاممممممممم به دوستای گلم و نی نی های عزیز شون ایشالا حال همتون خوب باشه  واقعا تو این مدت  که نتونستم بیام بهتون سر بزنم خیلی ناراحت بودم از یه طرف نتمون قطع شده از طرفیم دیگه فرصت نمیکنم بیام برای پسر گلم مطلب بزارم نه این که اصلا نیام هفته ای یک بار خونه  عزیزجون پرهام میام به همه نی نی های خوشگل سر میزنم  من که خیلی وابسته همتون شدم برام خیلی سخته که دیگه نمیتونم هر روز خاطرات تک تک  شما وروجکارو بخونم یه جورایی با همتون اخت گرفتم خوندن خاطرات تک تک شما عزیزا برام خیلی جالب و دوست داشتنیه  ولی تا اونجایی که بتونم به همتون سر میزنم و عکسای پسرم پرهام براش میزارم ...
11 بهمن 1392

پسرم پرهام سرما خورده

سلامممممممممم گل نازم عزیزکم بازم مریض شدی ماه اذر خیلی ماه بدی بودالبته برای ما خیلی ناراحتم اخه چرا مریض میشی اونم دوبار در عرض یک ماه دکتر که میگه در ماه دوبار تو این فصل عادیه قربونت بشم خیلی غصه میخورم زمانی که میبینم حالت بده از روز یکشنبه تا دیروز خیلی حالت خوب نبود  سرفه هات هنوزم ادامه داره هفته قبل روز سه شنبه صبح تب داشتی سریع بردمت دکتر دارو داد گفت خوب میشی از مطب که برگشتیم یه کمی خوابیدی بعد تا خود شب همین طور گریه میکردی لب به هیچ چی که نمیزنی شیر هم نمیخوری ٦٠٠ گرم هم وزنت کم شده خییییییلی کم کردی هر ٤ ساعت یک بار هم تب داشتی مسکن میدادم اروم میشدی شب به بابا گ...
25 آذر 1392

18ماهگی و مریضی دردونه ام

دردونه عزیزم سلام عزیزم ازاین روزامون بگم که اصلا حوصله ندارم بیام برات مطلب بزارم همین که به خودم میام مریض شدی واکسن 18 ماهگیتم عقب افتاد بیشتر ناراحت شدم نمیدونم چی شد مریض شدی تازه سرما خوردگیت خوب شده بود حالتم خوب بود روی دست و لای انگشتات جوش زده بود انگاری که یه چیزی نیشت زده باشه بردمت دکتر گفت ویروسه دارو داد گفت چند روز دیگه خوب میشی خدارو شکر خوب شدی اما عزیزم نمیدونم  چرا این روزا اصلا اروم و قرار نداری با هیچ چیزی سر گرم نمیشی مدام باید کنارت باشم تا خیالت راحت بشه واسه همین مامانی هم از همه کاراش میمونه  ازهمه چیز مهمتر واکسنت مونده دوباره باید استرس ب...
11 آذر 1392

عکس

سلام گل قشنگم عزیزکم اومدم عکساتو برات بزارم نفسسسسسسسسسم ٠عشششششقم خندهای فرشته کوچولو نقاشی کشیدن فرشته کوچولوی مامان قند نباتم ببین چطور علاقه نشون میدی بازی با بازل چوبی   اینجا به عروسکت داری شیر میدی شیطنت فرشته کوچولو ی عزیز شادیه گل قشنگم اینم اخرین شیطنت گلم ...
5 آذر 1392

روزهای پاییزی پرهام

سلام قندعسل مامان شیطون بلای خونمون مامان از دست شما وروجک وقت کم میاره کمتر میتونم بیام به وبلاگت سر بزنم و مطلب بزارم خوب تو این مدت سرما هم خورده بودی بعداز اونم ماه محرم و عاشورا بود خوب عزیزم از کارات بگم که دیگه تقریبا میتونی کلمه هارو خیلی با مزه بگی یه موقع هایی به زبون خودت یه چیزایی هم میگی متوجه نمیشم شیر که میخوری تموم که میشه میگی مامایی اموم شد شیشه شیرتو میدی دستم  میگی ارسی یعنی مرسی قربونت بشم عاشق این طرز حرف زدنت هستم عزیزم زمانی که میگم بشین مامانی بره برات شیر بیاره بخوری زودی میشینی بعد تکرار میکنی اشین اشین میگم برهام بخواب شیرتو بخور سرتو محکم میزنی ز...
27 آبان 1392